Whole30 / Life Update



اینجا می رویم!

برای من هشتمین روز از Whole30 است و تا اینجا به آن پایبند بوده ام. من بسیار خوشحالم که اولین هفته خود را در آنجا گذراندم و در حالی که قطعاً فراز و نشیب هایی را تجربه کرده ام ، اما برای سازگاری با آن به راحتی آن را آسان می دانم. این احتمالاً سالم ترین رژیم غذایی است که من در زندگی ام داشته ام ، بدون دروغ ، بدون اغراق.

من هنوز هم به دلیل احساس بدنم دوران عجیبی را پشت سر می گذارم. من احساس می کنم این یک امر معمول است – تعدادی از علائم مربوط به “بازنشستگان” مختلف شما است. برای من ، این حالت به عنوان خستگی شدید و درد شدید ظاهر می شود. من حدس می زنم که این موارد با گذشت زمان بهتر می شوند ، و من نمی خواهم خیلی نگران این موضوع باشم تا بعد از انجام 30 روز.

یک چیزی که من در هفته اول خیلی با آن دست و پنجه نرم می کردم این بود که هر روز یا حتی هر چند روز یکبار وزن خود را وزن نمی کردم. اما ، اکنون احساس می کنم از استبداد نردبان رهایی یافته ام! واقعاً خوب است که به این فکر نکنید که وزن چقدر و یا عدد ترازو چقدر خواهد بود. خوب ، صادقانه: من همیشه به وزن خود فکر می کنم و نمی دانم به خاطر این شیوه جدید غذا خوردن چه می کند. اما من تا زمانش به این مقیاس نمی روم! من بسیار کنجکاو هستم اما هنوز نمی توانم بر اساس آنچه که این عدد می گوید پیشرفت خود را خراب کنم. (من می دانم که اگر او آنچه را که من فکر می کردم باید / می توانست نگوید ، واقعاً مرا عصبانی می کرد و من می توانستم از ریل خارج شوم. به هر حال من هنوز ظریف هستم!)

نکته دیگر این است که Whole30 بسیار محدود کننده است ، اما بسیار آزاد کننده نیز هست! به جای تمرکز بر همه چیزهایی که نمی توانم در این ماه بخورم ، قطعاً تمرکزم را روی کاری که انجام می دهم متمرکز کرده ام. بندربه حس فوق العاده ای است! من به طور کلی نسبت به قبل وعده های غذایی بهتری می خورم (من همیشه تمایل به خوردن زیاد دارم) ، و گاهی صادقانه؟ حتی اگر گرسنه هم باشم واقعاً نمی دانم احساس کردن مانند غذا خوردن ، که عجیب است. من مطمئن نیستم که این درباره چیست ، اما فعلاً فقط از غرایزم پیروی می کنم. نگران نباشید – من از تغذیه کافی در اینجا فاصله دارم. اگرچه یک واقعیت خنده دار است: کل دهه 30 اغلب در زیر غذا می خورند! من دوست دارم که Whole30 مدیریت رژیم غذایی شما را بسیار آسان می کند: پروتئین ، سبزیجات و چربی سالم را برای هر وعده غذایی انتخاب کنید ، کار شما تمام شده است. این برای من به این معناست که آن را بر اساس چند نکته دیگر تنظیم می کنم ، اما در عین حال می دانم که اگر خسته شوم ، گزینه های بسیار دیگری نیز وجود دارد. (من همیشه عاشق تخم مرغ های خوب من!)

من حتی متوجه تغییرات معجزه آسایی در احساسم یا در نگاهم نشده ام ، هرچند که گاه و بیگاه لحظاتی را تجربه می کنم که فکر می کنم “شاید …؟” ممکن است معده ام کمی پایین بیاید ، یا شاید صورتم کمی نازک به نظر برسد ، یا شاید انجام برخی کارها همیشه راحت تر باشد. اما این فقط یک هفته است (به علاوه دو هفته+ که در مسیر برگشتم و بیشتر از مصرف قند اجتناب می کردم) ، بنابراین واقعاً نمی توانم انتظار معجزه داشته باشم. خوب ، من از این روند لذت می برم و فکر می کنم این چیزی است که من را از نظر غذا و خوردن درست می کند.

احساس من این است که پس از گذشت 30 روز ، من کارها را خیلی راحت انجام می دهم ، قبل از اینکه فکر کنم دیگر آن را محدود نمی کنم ، به آرامی سعی می کنم ببینم چگونه به من دست می زند. به عنوان مثال ، من می خواهم قندهای آشکار را پس از آن محدود کنم ، اما من آنقدر به قند کمی که در انواع خاصی از بیکن یا خردل می بینیم اهمیت نمی دهم ، می دانید؟ من نمی خواهم به شیوه خوردن شکر برگردم ، به عنوان مثال مطمئن بودم که بعد از هر وعده غذایی شیرین می خورم. که قطعاً برای من هیچ کششی خوب نبود. من به نوشیدن الکل معتدل تر برمی گردم. من غلات می خورم ، اما همچنان سعی می کنم تا آنجا که ممکن است انسانی به غلات کامل بچسبم. به عبارت دیگر ، من سعی می کنم بیشتر اوقات انتخاب های بهتری داشته باشم. من نمی توانم صبر کنم تا دوباره حبوبات بخورم. دلم برای لوبیای سیاهم تنگ شده است! با این اوصاف ، من باید در مورد این موضوع فکر کنم – من وقتی آنها را می خورم تمایل دارم به آنها پایبند باشم ، بنابراین شاید اینطور نیست؟ * آه *

بنابراین ، بیایید ببینیم … شاید افزودن غذاهای خاص درست نباشد ، در این صورت … آنها از زندگی من (یا تقریبا) خارج می شوند.

به هر حال ، من از سفر Whole30 واقعاً لذت بردم و نمی توانستم منتظر بمانم تا ببینم کجا در آن طرف فرود آمده ام!

دیدگاهتان را بنویسید