مسعود نیلی: زندگی برای مردم سخت تر می شود/ رشد نقدینگی بیداد می کند – پایگاه خبری مدرس


گزارش کردن پایگاه خبری مدرا; همانطور که در مقاله آمده است: این نرخ تورم مزمن با نوسانات فراوان در سالهای مختلف در نظر گرفته شد. یعنی نه نرخ پایین قابل قبولی بود و نه آنقدر بالا بود که در سیاست گذار حساسیت زیادی برای کنترل و کاهش آن ایجاد کند.

میانگین بلندمدت نرخ تورم ۲۰ درصدی اقتصاد در سه سال گذشته حدود ۴۰ درصد بوده و نرخ تورم ماهانه ۱.۵ درصد به بیش از ۳ درصد رسیده است که نشان می دهد تورم نزدیک به دو برابر شده است.

اقتصاد ما به طور مزمن از عدم تعادل رنج می برد که تولید آن در بلندمدت منجر به نرخ تورم ۲۰ درصدی شده است. اما در حال حاضر نتیجه عدم تعادل فعلی نرخ بالای تورم است.

باید ابزارها و عواملی را که سیاستگذار پولی از عهده هر بخشی از این تورم برمی‌آید برنامه‌ریزی کرد تا این روند ناراحت‌کننده برای همیشه ادامه پیدا نکند و انتظارات تورمی روی این اعداد جدید تنظیم نشود.

جنگ بین روسیه و اوکراین به یک شوک بزرگ برای اقتصاد جهانی، به ویژه برای اروپا تبدیل شد، زیرا قیمت انرژی و کالاهای اساسی را به میزان قابل توجهی افزایش داد.

این شوک ها در کشورهای مختلف جهان توسط سیاست گذار پولی مدیریت می شود و از ایجاد بحران جلوگیری می کند. این تکانه ها بر اقتصاد بی دفاع ما نیز تاثیر گذاشته است.

متأسفانه اقتصاد ایران در برابر شوک های پیش رو بی دفاع است و سیاست گذار پولی نقشی در مقابله با شوک ها ندارد، زیرا اساساً سیاست پولی برای ما تعریف نشده است.

وقتی صحبت از بانک مرکزی در اقتصادمان می شود، دستور دادن به بانک ها برای پرداخت تسهیلات ارزان قیمت به واحدهای تولیدی یا اعطای وام ازدواج است، سیاست های پولی کاملا نادیده گرفته می شود. به همین دلیل می بینید که رشد نقدینگی در اقتصاد ایران بلامانع است.

متوسط ​​رشد نقدینگی در دوره چهار ساله بین سال‌های ۹۳ و ۹۶، ۲۴.۳ درصد و برای سال‌های ۱۹۹۷ تا ۱۴۰۰، ۳۴.۳ درصد بوده است. یعنی ۱۰ درصد واحدها به رشد نقدینگی اضافه شده است.

این نرخ در سال های اخیر به بیش از ۴۰ درصد رسیده است و در اقتصاد بی دفاع، چنین روند افزایش نقدینگی به معنای حذف آرامش از زندگی کسب و کار و مردم است. زیرا بین شوک رشد بالای نقدینگی و سفره مردم هیچ مانعی وجود ندارد و رشد نقدینگی هرچه باشد به طور کامل به تورم در زندگی مردم تبدیل می شود.

پیش بینی می شود متوسط ​​رشد نقدینگی که به ۴۰ درصد رسیده است در ماه های آینده حداقل ۱۰ درصد کاهش یابد. این موضوع باید در اولویت اول سیاستمداران باشد. در واقع هیچ موضوع سیاسی یا اقتصادی دیگری از اهمیت برابری برخوردار نیست.

نقدینگی متغیر اصلی اقتصاد سیاسی در اقتصاد ایران است. یعنی تصمیم گیرنده همیشه با افزایش نقدینگی مشکلات خود را حل می کند. یعنی هر جا به کسری بودجه برسد از ابزار خلق پول استفاده می شود و این دلیل رشد بالای پایه پولی در اقتصاد ماست.

اقتصاد ما از نظر مالی بسیار نامتعادل است و این عدم تعادل ها دائما در حال افزایش است. ما اکنون در یک مکان بسیار حساس و بحرانی هستیم.

ما نزدیک به سه سال است که تورم بسیار بالایی داشته ایم و هنوز نمی دانیم که آیا این تورم به افزایش خود ادامه می دهد یا در این بالاترین جدید تثبیت می شود. اما نتیجه در هر صورت این است که زندگی برای مردم بسیار دشوارتر خواهد شد.