زیدآبادی: لحن تاج زاده باعث دلخوری و عصبانیت جناح مقابل شد – پایگاه خبری مدآرا


گزارش کردن پایگاه خبری مدرا; احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح طلب در یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت: مقامات جمهوری اسلامی خود را از هر سو تحت فشار می بینند. به نظر من این موضوع آنها را عصبانی می کند و از روی عصبانیت تصمیم می گیرند. دستگیری دوست عزیزم مصطفی تاج زاده و دو تن از کارگردانان سینمای کشور به نظر من تصمیمی بود که از روی عصبانیت گرفته شد و متأسفانه عواقب آن در این شرایط سخت کشور یا اصلاً فکر نمی شد و یا به دلیل همین عصبانیت، به درستی به آنها فکر نمی شد.

جمهوری اسلامی در طول حیات خود همواره خود را در همه عرصه ها و به تناوب در جبهه های امنیتی و دیپلماتیک در ستیز با «استکبار جهانی، صهیونیسم جهانی و عوامل آن» معرفی کرده است و از این رو انتظاراتش به ویژه از نیروهای دخیل در تأسیس نظام است. نظم و حمایت آن در این مبارزه علیه «جبهه دشمن».

بر این اساس، مسئولان نظام در مقابل هرگونه انتقاد و اعتراض عمومی نسبت به سیاست‌های آنان به‌ویژه از سوی این نیروها بی‌تابی ظاهری خود را نشان می‌دهند و این امر را به مسائلی چون «عدم درک شرایط حساس کشور»، «کوته‌اندیشی در درک پیچیدگی‌ها» نسبت می‌دهند. وضعیت، «جستجوی قدرت شخصی»، حساسیت به تأثیرات و افکار خارجی «…

ظاهراً همه اعتراضات به انتخابات ۸۸ در همین چارچوب تعبیر شد و اقدام بی سابقه ای علیه آنها صورت گرفت.

اما این اقدام شدید نتیجه معکوس داشت. اگرچه اصلاح طلبان در آن حادثه تقریباً تمام امکانات سیاسی و تشکیلاتی خود را از دست دادند، نیروی انسانی آنها در زندان ها تحلیل رفت و رهبران آنها در حصر یا محدودیت قرار گرفتند، اما جناح غالب نیز ضربه بزرگی به افکار عمومی و به دلیل استفاده از خشونت علیه آنها معترضان، شهرت او حتی در میان طبقه مذهبی جامعه به سختی خدشه دار شد.

این موضوع به‌ویژه موجب بروز نارضایتی و اختلافات بین دو جناح شد که با وجود برخی تلاش‌های حاشیه‌ای برای حل آن، آثار آن هنوز پس از گذشت بیش از یک دهه باقی مانده است.

این کینه بدون شک در تضعیف پایه های قدرت سیاسی رژیم مؤثر بود و زمینه را برای عبور طیف وسیعی از نیروها فراهم کرد.

جمهوری اسلامی در شرایط کنونی خود را در «نقطه اوج» مبارزه دوگانه امنیتی و دیپلماتیک با «جهان استکبار» می‌بیند و بدون توجه به شرایط پیچیده اقتصادی و اجتماعی کشور و ذهنیت متحول جامعه، انتظار دارد حمایت اصلاح طلبان به ویژه در این دو مورد. گرچه گروه اصلاح طلب در حال حاضر سکوت کرده و یا در مقاطعی نظرات خود را به صورت انتقادی و نادرست بیان می کند، اما ظاهراً دولت از این امر راضی نیست و می خواهد صداهای تنها مانند انتقاد بی عریان و صریح آقای تاج زاده را در جبهه خاموش کند. اصلاح طلبان

تاج زاده در انتقادات خود از اصلاح طلبی فراتر نرفته، اما لحن کلامش فراتر رفته است. به نظر من این لحن صدا آنقدر باعث دلخوری و عصبانیت طرف مقابل شد که فقط با دستگیری او موافقت کردند. شاید تصور محافل دخیل در دستگیری آقای تاج زاده این بود که آزادی عمل ایشان می تواند سایر اصلاح طلبان را به تکرار انتقادهای بی پروا ایشان تشویق کند و به گفته خودشان با دستگیری ایشان پیام هشداری برای اصلاح طلبان دیگر ارسال کنند.

اگر هدف از دستگیری تاج زاده ارسال این پیام بود، فکر می کنم یک اشتباه محاسباتی اساسی صورت گرفته است. حقیقت این است که مصطفی به دلیل ماهیت انتقادی خود در بین رهبران اصلاحات منزوی شد و در عین حال از انتقاد سایر اصلاح طلبان نیز مصون نبود. دستگیری او هیچ انتقادی از سوی دوستانش را بی ربط و به اصطلاح «بی وجدان» نمی کند، بلکه با برافروختن آتش خشم و عصبانیت آنان، راه را برای تکرار روش انتقادی او در میان دیگر اصلاح طلبان باز می کند. نوبت می تواند آنها را یکی پس از دیگری هدف دستگیری قرار دهد.

در فرض یک توطئه نگران کننده، شاید منظور برخی از نیروهای دست اندرکار در دستگیری مصطفی همین باشد. واضح است که برخی از گروه های جریان اصولگرا به دلایل پیچیده و کاملاً متناقض، علاقه خاصی به معرفی اصلاح طلبان به عنوان دشمن اصلی و مؤثر نظام دارند و بسیار تلاش می کنند تا آنها را به این سمت سوق دهند.

در هر صورت با دستگیری تاج زاده هیچ یک از منتقدان سیاسی برای خود حاشیه امنی احساس نمی کنند و این امر نظام را در برابر فشارهای موجود آسیب پذیرتر می کند.