روزنامه الهمشهری: هیأتی سکولار و سکولار حتی اگر در انتهای مجلس انقلاب بخواهد/ هیئت سکولار «انقلاب بی کار» است – پایگاه خبری مدیریت شده


گزارش کردن پایگاه خبری مدرا; روزنامه همشهری شهرداری تهران نوشت: برخی فکر می کنند هیئت جوان سکولار با کراوات و شش تیغه یا زن بدون روسری یا چیز دیگری است. سکولار (به معنای سنتی) وقتی به هیئت مدیره آمد احترام و ارزش پیدا کرد.

برخی دیگر بر این باورند که شورای سکولار پیروان یک روحانی خاص است که مورد حمایت انگلیسی ها قرار می گیرد. و برخی دیگر شورای سکولار را با انجمن حجتیه مرتبط می دانند. یا هیئتی که حرف سیاسی نمی زند. جدا از این موارد، آنها نگران کننده نیستند.
اما آیا نام “کمیته سکولار” را شنیده اید؟
شوراهای سکولار نگران کننده تر و عمومی تر هستند. یک شورای سکولار ممکن است در یک شورای غیر سکولار باشد. دور نشویم. ما داریم از خودمون حرف میزنیم…
هیئت سکولار کسی است که محبتش به اهل بیت از باب هیئت فراتر نرود. تنها اثر اشک و ماتم او خوش خلقی و آرامش خاطر اوست.
هیئت سکولار ممکن است عکس امام و آقا را در هیئت خود داشته باشد و در پایان مجلس برای انقلاب دعا کند.
به خودمان رجوع کنیم و ببینیم از میوه اشک چه می دانیم. حضرت فرمود امام حسین به اشک ما بی نیاز است. رهبر انقلاب فرمودند اگر اشک و ماتم بود معاویه هم مداح و مرثیه امیرالمؤمنین علیه السلام بود.
سید بن طاووس در لهوف می گوید وقتی اهل بیت به کوفه رسیدند اشک ریختند.
پس اشک به تنهایی نشانه حالت نیست.
هنرپیشه سکولار، فردی است که عشقش به امام به خط مقدم کار نمی رسد. یک شغل؟ هر کاری؟ کدام فعل؟ شخصیتی عملی که پشتیبان امام بوده و با تدبیر ولایت منطبق باشد، نه قضاوت و همت شخصی.
برخی از آنها مذهبی، مذهبی و حتی عملی هستند. اما اعمال آنها ربطی به خواست و حمایت امامشان ندارد. نمونه تاریخی او عبیدالله بن حری جاف است. گفت من نیستم بلکه اسب من و شمشیر من مال توست.
برخی تلاش می کنند، پول می دهند، کار و فعالیت دینی می کنند، اما کار امام خود را توسعه نمی دهند. گویا امام در کربلاست و ما در مدینه، اهل علم، خدمت به نیازمندان، سفره هدایا و …. شوخی نکن
پیروزی امام در مقابل دشمن، و شکل گیری نبرد امروز دشمن در رسانه ها. جنگ امروز آخرین جنگ زینب کبری است. جنگ رمان تبیین جهاد
این است؛ شورای سکولار «انقلابی بدون عمل» یا «عمل غیر انقلابی» است.
روح شریعتی از این جمله در حسین واریس آدم به وجد آمده است: «وقتی در زمان خود از صحنه حق و باطل غایب شدی، همان جایی که می خواهی باش!» چه ایستاده باشی و چه بنشینی و شراب بنوشی.