آقای حسن خمینی: با استخاره نمی شود در زندگی مردم جلو رفت – پایگاه خبری مدیریت شده


گزارش کردن سایت خبری نابرابری؛ استاد درس خارج حوزه علمیه قم تصریح کرد: یکی از میراث آیت الله صنیع در زمان ما اجتهاد فکری بود. در این راستا باید اصول اجتهاد مورد بازنگری قرار گیرد. دفاع قاطعانه از جمهوری اسلامی یکی دیگر از میراث او بود. دفاع از جمهوری اسلامی به عنوان جنبشی که سالها مجاهدت و جان فدای آن شد، ضروری است. افرادی مثل آقای صانع باید از این میراث بیشتر دفاع کنند. قاطعانه از جمهوری اسلامی دفاع کرد. اگر انحرافی می دیدند نسبت به آن حساس بودند. سومین میراث او حمایت شجاعانه از امام به عنوان نقطه کانونی انقلاب بود.

آقای حسن خمینی افزود: برادر آیت الله ثانی گفت پدرشان این دو برادر را به مدرسه می برد. گورو می گوید، آقای سانی، هیچ اتفاقی نمی افتد. برادرشان گفت من در اصفهان ماندم و برادرم برگشت. سال بعد پدرم دوباره آنها را آورد و به معلم گفت که از او بپرسد که چه می خواهد. پرسید و جواب داد آقای صانع. استعداد فردی او در نویسندگی و سبک زندگی مشهود است. آنها شاگردان زیادی را تربیت کرده اند و دوره های آنها در این زمینه پیشرو است.

یادگار بنیانگذار جمهوری اسلامی با بیان اینکه امام به آیت الله صنیع القاب هایی چون فاضل و علم دادند که گویای جوهره علمی ارزشمند ایشان است. او علاوه بر هوش و استعداد، معلمان خوبی داشت و به تعالی دست یافت.

آیت الله الصانعه در جستجوی انحرافات طبری است

وی به ارتباط آیت الله العظمی ثانی با انقلاب اشاره کرد و گفت: ایشان از روز اول در مسیر مبارزه بودند. مورد آزار و اذیت قرار گرفتند و رنج کشیدند. بعدها وارد مسئولیت شد و دادستان کل کشور شد و بعد مثل پدر یا مادری که با فرزندش با حساسیت برخورد می کند از آنچه انحراف و خطا می دیدند تبر می خواستند و بیان می کردند. دوره مبارزات سیاسی او جنبه مهمی است که باید به آن توجه کرد. آنها قبل از انقلاب تا آخر عمر جنگیدند و برای آنچه درست می پنداشتند استقامت کردند.

آقای خمینی به ارتباط نزدیک آیت الله سنی با بنیانگذار انقلاب اشاره کرد و افزود: آیت الله شیخ حسن الصنیع از اولین کسانی بود که در دفتر امام فعالیت کرد. تقریب آیت الله شیخ یوسف الصانعیه با امام به این شکل شکل می گیرد. سپس وارد درس امام می شوند و مطالبی را یاد می گیرند.

وی «شجاعت» را وجه تمایز امام خمینی (ره) دانست و تصریح کرد: شاگردان امام علاوه بر علم ایشان تحت تأثیر شجاعت ایشان قرار گرفتند و از ایشان آموختند. روزی دلایل قیام امام را بر اساس فقه و اصول بیان می کردم. آیت الله توسلی فرمودند هر چه شما فرمودید درست است، اما حقیقت این است که امام شجاعت داشتند. همه چیز را از منظر فقه نبینید. چیزی فراتر از آن در ساختار وجودی انسان وجود دارد و منشأ تأثیر است. شاگردان امام، به ویژه آنهایی که به مبارزه پیوستند، بعدها زبانشان را گاز گرفت. اگر شجاع نبودند وارد مبارزه نمی شدند. مبارزان به این دلیل جنگنده می شوند که زبان و شجاعت تیز دارند و نمی توانند در برابر آنچه اشتباه است سکوت کنند.

شجاعت ویژگی همه انقلابیون است

آقای خمینی ادامه داد: آقای نجفی اصفهانی با زال ستان اختلاف جدی داشت. سلطان هنوز یک حاکم مستبد است. یک روز گفت اگر واقعا با من بدی به ناصرالدین شاه بنویس و او مرا عوض می کند. آقای نجفی می گوید چرا به ناصرالدین شاه نامه می نویسم، به ملکه انگلیس می نویسم که آن را عوض کند. شجاعت ویژگی همه انقلابیون است و ویژگی بارز امام شجاعت بود. مرحوم میرزا حسن آقای بیجنوردی وقتی امام به نجف آمدند به آنها می گفتند پدرم به آنها می گفت نمی ترسید؟ امام فرمودند روزی که مرا گرفتند و به تهران بردند، در بین راه ماشین به سمت دریاچه نمک پیچید. مطمئن بودم می خواهند به دریاچه بروند و مرا بکشند. با خودم خلوت کردم و دیدم نمی ترسم. البته امام می فرمایند خصوصیات ظاهری می تواند تغییر کند. یک ترسو می تواند او را به شجاعت تبدیل کند.

ظاهر و باطن امام شبیه هم بود

فرمود: دومین چیزی که از شاگردان امام آموخت، اخلاص است. تاثیر کلام امام چون کلام ایشان از اعماق جانش بیرون می آمد. صداقت نشان می داد و در ظاهر و باطن شبیه بود. نسلی از شاگردان امام، اخلاص را جذب کردند. همجواری آنها با امام به خاطر قوت و مقام و رتبه نبود. احساس می کردند این شخص برای رضای خدا کار می کند و خودخواهی ندارد. شاگردان امام آموختند که در زندگی باید به مادیات نگاه کرد. کسی که برای خدا کار می کند رنج نمی برد.

آیت الله صنیع مجتهد بزرگی بود

استاد حوزه گفت: سومین ویژگی شاگردان امام علاقه به عقلانیت انسانی است. مرحوم آقای الصانعه بسیار کوشا و متخصص است. او زمانی که وارد تحلیل حقوقی سنتی شد مجتهد و فقیه خبره بود. اما وقتی وارد ابداعات اعتقادی شد، منشأ بحث را مرور نکرد. بعداً به ایشان گفتم که بحث عدالت یکی از مادران بحث شما بررسی شده است. امیدوارم آقای صانع زمان بیشتری را صرف بحث در مورد موضع این بحث کند. ای کاش متفکران ما به جای تغییرات اعتقادی، بر استدلال های اساسی تمرکز می کردند.

وی گفت: یکی از درس هایی که شاگردان امام می آموزند توجه به نتیجه است. امام می گوید ما مسئول نتیجه نیستیم. هدف قبل از حرکت است و نتیجه بعد از حرکت که همان هدف است حاصل می شود. شاید هدف شما یک چیز باشد و به نتیجه نرسید. ما عامل هدف هستیم، اما عامل نتیجه نیستیم. ماموریت شما با هدف شما مشخص می شود. اگر هدف ما رسیدن به جنوب است، وظیفه ما حرکت به سمت جنوب است. باید از خدا موفقیت بخواهید. از خدا می خواهم عواملی را که دست شما نیست عنایت کند. کشتی گیر یک سال تمرین می کند، اما در شب مسابقه، سرما می خورد و همه چیز به هم می ریزد. باید از خدا بخواهیم این مشکلات را حل کند. ما باید هر چه در توان داریم انجام دهیم و آنچه در صلاحیت ما نیست به خدا بسپاریم.

با استخاره نمی شود در زندگی مردم جلو رفت

وی تاکید کرد: باید در روش های خود عاقلانه عمل کنیم. برای رسیدن به هدف باید به آنچه لازم است مجهز باشید. انسان نمی تواند چشم بر علم زمان خود ببندد. عقلانیت عملی در امور عمومی ضروری است. یعنی باید اهداف و وسایل مناسب داشته باشیم و بهترین و کم هزینه ترین روش را انتخاب کنیم. بنابراین امام برای حرکت های سیاسی استخاره نمی کند. با استخاره نمی شود زندگی مردم را پیش برد. در شب عملیات یکی از فرماندهان از امام خواست که دفتر را باز کنند. امام فرمود تو کار خودت را بکن و به خدا توکل کن.

استاد دروس فوق برنامه گفت: در انجام وظیفه مقید به تسلط بر تمامی مبانی علمی زمانه خود و جویای خرد جمعی بشریت هستیم. امیرالمؤمنین رضی الله عنه در راه خدا جنگید، اما بدون تشکیلات نظامی زمان خود لشکر را به جنگ نفرستاد. از قوانین علمی زمان خود پیروی کنید.